ارزشها در نگاه شهيد بهشتي  

بسم الله الرحمن الرحيم

   ارزش، پايه اساسي انقلاب اسلامي است. اين انقلاب كه پرتوي از انقلاب صدر اسلام و نهضت عاشوراست، صرفا با عشقي كه در وجود مردم نسبت به احياص ارزشهاي ديني جوشيدن گرفت، به پيروزي رسيد. از اينروست كه انقلاب اسلامي ايران بعنوان يك ((انقلاب ارزشي)) شناخته شده است. تاكيد پيوسته و بي وقفه بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه بر ضرورت پاي بندي كارگزاران اين نظام به ارزشها و ترويج عملي و قولي آن، نشانگر اهميت فوق العاده نقشي است كه ارزش ها در تداوم انقلاب اسلامي و تحكيم نظام جمهوري اسلامي دارند. اين تاكيد، در قالب تعبير گويا و رسائي كه رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي از مقطع كنوني انقلاب دارند بصورت بسيار روشن جلوه كرده است آنجا كه فرموده اند: ((انقلاب اكنون در مرحله ايست كه مي توان آنرا دوران جهاد اكبر ناميد كه دوراني است بسيار سخت، بسيار خطرناك و همه انقلابها اين دوران را قاعدتاا تجربه مي كنند و شايد بشود گفت اكثر انقلابها در اين دوران دچار لغزش و انحطاط مي شوند و شايد تعجب كنيد اگر عرض كنم كه انقلاب عظيم تاريخي نخستين اسلام در چنين دوراني بود كه بيشترين نيروي خود را از دست داد. بلي دوران جهاد اكبر يعني دوراني كه شور و هيجان اوليه انقلاب تا حدود زيادي فرو نشسته، ضمناا موفقيت هائي بدست آمده و چهره راحت زندگي، خود را به بسياري نشان داده و چرب و شيرين زندگي در دهانهائي مزه كرده است. اين، آن دوران خطرناك است.)) اين بيان بليغ رهبر معظم انقلاب اسلامي و توصيفي كه از مقطع كنوني و نياز جامعه ما به جهاد با نفس بعمل آورده اند، ما را از تبيين ضرورت پاي بندي نسبت به ارزشها و ترويج معنويت كه نياز هميشگي جامعه مي باشد، بي نياز مي كند. در عين حال، همين تاكيد است كه موجب مي شود وظيفه سنگيني را در زمينه يادآوري مباني ارزشي از طريق انتشار سخنان بزرگاني كه در انقلاب ما بعنوان معلم ارزشها شناخته شده اند بر دوش خود احساس كنيم. شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بعنوان يكي از اركان انقلاب اسلامي، در گفتار و عمل جلوگاه ارزشها بود. او همواره به ارزشها ميانديشيد، ملازم ارزشها بود و ديگران را نيز به پاي بندي نسبت به ارزشها توصيه مي كرد. به همين جهت است كه عليرغم درنگ اندكي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ميان ما كرد، ميراث گرانبهائي از معنويت را در قالب جملات ارزشي براي ما به يادگار گذاشت. روزنامه جمهوري اسلامي، با توجه به آفت هاي گوناگوني كه بر سر راه انقلاب و نيروهاي انقلابي وجود دارد، يادآوري مباني ارزشي را از زبان چهره هاي اصيل ديني و پيشگامان انقلاب اسلامي يك ضرورت مي داند. بر همين اساس، هر روز يك جمله از فرمايشات گرانبهاي حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه زينت بخش صفحه اول اين روزنامه ميباشد و در مقاطع مختلف به تناسب، جملاتي از بزرگاني چون شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بچاپ مي رسد. انتشار مطالبي تحت عنوان ارزشها از نگاه شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در تابستان 1373 بمناسبت فاجعه هفتم تير و شهادت اين متفكر بزرگ اسلامي و انقلابي ، علاوه بر آنكه با استقبال فراوان مردم مواجه شد، تقاضاهاي زيادي را نيز براي چاپ و انتشار جداگانه اين مطالب بصورت يك كتاب برانگيخت، مجموعه حاضر، محصول همين تقاضاي مردمي است كه خداي متعال توفيق اجابت آنرا نصيب فرموده است. اميد كه بعنوان گامي كوچك در جهت تقويت مباني ارزشي. در جامعه انقلابي ما تاصثير لازم را برجاي بگذارد.

درس‌هاي بيداري از امام خميني

از نقشه‌هاي شيطاني قدرتهاي بزرگ استعمار و استثمارگر كه سالهاي طولاني در دست اجرا است و در كشور ايران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روشهاي مختلف دنباله گيري شد، به انزوا كشاندن روحانيت است، كه در زمان رضاخان با فشار و سركوبي و خلع لباس و حبس و تبعيد و هتك حرمات و اعدام و امثال آن، و در زمان محمد رضا با نقشه و روشهاي ديگر كه يكي از آنها ايجاد عداوت بين دانشگاهيان و روحانيان بود، كه تبليغات وسيعي در اين زمينه شد، و مع الاسف به واسطه بيخبري هر دو قشر از توطئه شيطاني ابرقدرتها نتيجه چشمگيري گرفته شد. از يك طرف، از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبيران و اساتيد و روساي دانشگاهها از بين غربزدگان يا شرقزدگان و منحرفان از اسلام و ساير اديان انتخاب و به كار گماشته شوند و متعهدان مومن در اقليت قرار گيرند كه قشر موثر را كه در آتيه حكومت را به دست مي‌گيرند، از كودكي تا نوجواني و تا جواني طوري تربيت كنند كه از اديان مطلقا، و اسلام بخصوص، و از وابستگان به اديان خصوصا روحانيون و مبلغان، متنفر باشند. و اينان را عمال انگليس در آن زمان، و طرفدار سرمايه‌داران و زمينخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالي در بعد از آن معرفي مي‌نمودند. و از طرف ديگر، با تبليغات سوء، روحانيون و مبلغان و متدينان را از دانشگاه و دانشگاهيان ترسانيده و همه را به بي‌ديني و بي‌بند و باري و مخالف با مظاهر اسلام و اديان متهم مي‌نمودند، نتيجه آنكه دولتمردان مخالف اديان و اسلام و روحانيون و متدينان باشند، و توده‌هاي مردم كه علاقه به دين و روحاني دارند مخالف دولت و حكومت و هر چه متعلق به آن است باشند، و اختلاف عميق بين دولت و ملت و دانشگاهي و روحاني راه را براي چپاولگران آنچنان باز كند كه تمام شئون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخاير ملت در جيب آنان سرازير شود، چنانچه ديديد به سر اين ملت مظلوم چه آمد، و مي‌رفت كه چه آيد.

ادامه نوشته