پنج سفارش مهم امام جواد(ع)  

در سالروز شهادت حضرت جوادالائمه امام محمدتقی(ع) سزاوار است یکی از سفارشات ایشان که دربرگیرنده نکات بسیار ارزشمند است را مرور کنیم، آن حضرت فرمودند: "اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو، اگر مدحت کنند شاد مشو، و اگر نکوهشت کنند، بی تابی مکن.

به گزارش ایسنا، 29 ذی‌القعده مصادف با سالروز شهادت حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع ) است، امام جواد (ع) در این روز در سال 220 ه به زهر معتصم به شهادت رسیدند، هنگام شهادت از سن مبارکشان 25 سال و سه ماه و 12 روز گذشته بود. در شهادت آن حضرت 5 ذی‌القعده، 11ذی‌القعده، 5 ذی‌الحجه سال 219 ه، 6 ذی‌الحجه، آخر ذی‌الحجه هم گفته شده است.

نگاهی به ولادت و زندگانی
امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال 195هجری در مدینه ولادت یافت. نام مبارکشان" محمد" معروف به "جواد" و "تقی" است. القاب دیگری مانند: " رضی" و "متقی" نیز داشته، ولی "تقی" از همه معروفتر است. مادر گرامی‌اش سبیکه یا خیزران است که این دو نام در تاریخ زندگی آن حضرت ثبت شده است. امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود. پس از شهادت جانگداز حضرت رضا علیه السلام در اواخر ماه صفر سال 203 ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع) انتقال یافت. مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد. " از اینجا بود که مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع) درآورد، تا مراقبی دایمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد. رنج‌های دایمی که امام جواد (ع) از ناحیه این مأمور خانگی برده است، در تاریخ معروف است ".

حضرت جواد (ع ) در دوره‌ای که فرقه‌های مختلف اسلامی و غیر اسلامی در میدان رشد و نمو یافته بودند و دانشمندان بزرگی در این دوران، زندگی می‌کردند و علوم و فنون سایر ملت‌ها پیشرفت نموده و کتاب‌های زیادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود، با کمی سن وارد بحث‌های علمی گردید و با سرمایه خدایی امامت که از سرچشمه ولایت مطلقه و الهام ربانی مایه گرفته بود، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعلیم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسیاری پاسخ گفت.

مکتب علمی و شاگردان امام جواد (ع)
یکی از ابعاد بزرگ زندگی ائمه ما، بعد فرهنگی آن‌ها است. این پیشوایان بزرگ هرکدام در عصر خود فعالیت فرهنگی داشته در مکتب خویش شاگردانی تربیت می‏‌کردند و علوم و دانش‌های خود را توسط آنان در جامعه منتشر می‏‌کردند، اما شرائط اجتماعی و سیاسی زمان آنان یکسان نبوده است، مثلا در زمان امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام شرائط اجتماعی مساعد بود و به همین جهت دیدیم که تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق علیه السلام بالغ بر چهار هزار نفر می‏‌شد، ولی از دوره امام جواد تا امام عسکری علیه السلام به دلیل فشارهای سیاسی و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و از این‏ نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مکتب آنان نسبت ‏به زمان حضرت صادق علیه السلام کاهش بسیار چشمگیری را نشان می‏‌دهد.

بنابراین اگر می‏‌خوانیم که تعداد راویان و اصحاب حضرت جواد علیه السلام قریب 110 نفر بوده‏‌اند و جمعا 250 حدیث از آن حضرت نقل شده، نباید تعجب کنیم، زیرا از یک سو، آن حضرت شدیدا تحت مراقبت و کنترل سیاسی بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از 25 سال عمر نکرد!

درعین حال، باید توجه داشت که در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهره‏‌های درخشان و شخصیت‌های برجسته‏‌ای مانند: علی بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد بن خالد برقی بودند که هر کدام در صحنه علمی و فقهی وزنه خاصی به شمار می‏‌رفتند، و برخی دارای تالیفات متعدد بودند.

از طرف دیگر، روایان احادیث امام جوادعلیه السلام تنها در محدثان شیعه خلاصه نمی‏‌شوند، بلکه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقی از اسلام را از آن حضرت نقل کرده‏‌اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادی‏» احادیثی با سند خود از آن حضرت نقل کرده است. هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذی‏» در کتاب «معالم العترة الطاهرة‏» و مؤلفانی نیز مانند: ابوبکر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبی، و محمد بن مندة بن مهربذ در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتی از آن حضرت نقل کرده‏‌اند.

نحوه شهادت حضرت
درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرت، اطلاعات مختصری در پاره‌ای از روایات آمده است.

فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال 220، توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومت خود، نمی‌توانست بی ارتباط با جنبه‌های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد علیه السلام به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها 25 سال از عمر شریفش می‌گذشت. عناد عباسیان با آل علی علیه السلام به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می‌باشد.

مرحوم شیخ مفید، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلام، رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است. بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.

پاره‌ای از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد علیه السلام به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است. در حالی که منابع دیگر، حاکی از آنند که معتصم به ابن زیاد مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد. ابن صبّاغ نیز با عبارت" اِشخاص المعتصم له من المدینة" این مطلب را تأیید کرده است.

مسعودی روایتی نقل کرده که بنا بر آن، شهادت آن حضرت به دست ام فضل، در زمانی رخ داده که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمده بود. ام فضل پس از شهادت امام، به پاس این عمل خود به حرم خلیفه پیوست. این نکته را نباید از نظر دور داشت که ام فضل در زندگی مشترک خود با امام جواد علیه السلام از دو جهت ناکام مانده بود: نخست آن که از آن حضرت دارای فرزندی نشد. دوم آن که امام نیز چندان توجهی به وی نداشت.

ام فضل یک بار (گویا از مدینه) نامه‌ای نگاشت و از امام نزد مأمون شکایت کرد و از این که امام چند کنیز دارد گله نمود، ولی مأمون در جواب او نوشت: ما تو را به عقد ابوجعفر در نیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم، دیگر از این شکایت‌ها نکن. به هر حال، ام فضل پس از مرگ پدر، امام را در بغداد مسموم کرد و راه یافتن او به حرم خلیفه و برخورداری از مواهب موجود در آن، نشانی از آن است که این عمل به دستور معتصم انجام شده است. و بالاخره امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و حرم مطهر ایشان در کاظمین عراق قرار دارد که ملجا و پناهگاه عاشقان ایشان است.

اسم اعظم خدا چیست؟

یکی از علما می فرمودند: شخصی خدمت یکی از علمای بزرگ آمد و گفت:« آقا اسم اعظم خدا چیست؟» عالم بزرگوار او را در نزد خود نگه داشت تا اینکه در یک شب بسیار سرد آن مرد را صدا زد و فرمود:

همین الآن به فلان نقطه از بیابان کنار شهر برو، در آنجا چاهی وجود دارد یک مقدار از آن چاه آب بیاور.
این بنده خدا به راه افتاد و خود را به آن چاه رسانید و مقداری آب برداشت و برگشت. در مسیر بازگشت ناگهان شیر درنده ای مقابلش ظاهر شد او دست و پای خود را گم کرد و نگران و مضطرب شد، فریاد زد: بسم الله الرحمن الرحیم یا الله و به زمین افتاد و غش کرد. وقتی به هوش آمد دید از آن شیر خبری نیست. خود را به منزل آن عالم بزرگوار و اهل معنا رسانید.

عالم به او فرمود: چرا این قدر دیر کردی؟ آن مرد جریان را برای عالم تعریف کرد، فرمود: همین کلمه را که گفتی خودش اسم اعظم خدا بود؛ چون از صمیم دل و در حال اضطراب بیان شده بود، شرایطش باید فراهم گردد تا به هدف اجابت برسد. شما هم در آن حالت ترس و دلهره و اضطراب دل از همه بریدی سیم دل خود را از همه قطع نمودی و به خدا متصل کردی (و توکل بر او کردی) و گفتی« بسم الله الرحمن الرحیم یا الله» شرایط فراهم شد و دعایت مستجاب گردید.

بوي پيراهن يوسف مي‌‌آيد

فردا ميلاد امام جواد (ع) است

امروز پلك پنجره‌ها به سمت كدامين نسيم بهاري گشوده شده است؟

بوي پيراهن كدام يوسف چشمان زمين را روشن كرده است؟ عطر هيجان كدام ابر در نبض آسمان دويده كه گيسوان باد اين گونه پريشان است.

فصل تشنگي ديدار به پايان رسيده است و حالا ديگر هلهله آسمانيان در خيابان دهم «رجب» جاري شده است.

طبق طبق «سلام» و «صلوات» بر شانه‌هاي فرشتگان راهي خانه با صفاي امام رضا(ع)‌است. در آغوش «روح‌الامين» قنداقه منور نوزادي است كه گهواره جنبانش هشتمين نور الهي خواهد بود.

اي سومين محمد!

چشمان تو در شبي متولد شد كه بوي نيرنگ فراگير بود.

شبي كه ماه دروغ بود بر لب آسمان و ستاره‌ها دروغ‌تر. شبي كه پدرت مظلوم‌ترين انسان روي زمين بود.

آمدي لبخند بر لبان رود نشست. شب به چاه افتاد و ستارگان به آسمان كوچ كردند.

ارتفاع سخاوت تو اندازه‌اي ندارد. همچنان كه درياي لطفت بي‌كناره است.

ابر كرامت تو بر همگان به يك اندازه مي‌بارد. سايه سخاوت تو شامل همه دشت‌ها مي‌شود. تو آن خورشيدي كه مهرباني‌ات را از هيچ جنبنده‌اي دريغ نمي‌كني. تو آن اقيانوسي كه آغوش مهرت به روي همه ماهيان باز است.

و وسعت تو، از درك واژه‌هايم خارج است، وكلماتم درباره تو كليم نيستيد.

اي جوان‌ترين معصوم!

حالا به احترامت گل‌ها قد مي‌كشند و شاعران غزلخوان شده‌‌اند.

به يمن مقدم تو ديگر هيچ پرنده‌اي در قفسي گرفتار نيست. حتي «سنگ‌ها برايت آواز مي‌خوانند.» به يمن مقدم تو ديگر هيچ رودي سرگردان نيست. هيچ موجي سر به صخره نمي‌كوبد و هيچ برگي به زردي نمي‌گرايد.

امتداد ما امتداد نگاه مهربان توست و مردم آرزو دارند در سايه امن دستان تو منتشر شوند.

دنيا هنوز تشنه جود و سخاوت توست. آفتاب نگاهت را بر ما بباران. همين!

فلسفه ازدواج‌های متعدد پیامبر(ص) چیست؟

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) گفت: شبهاتی که علیه نبی مکرم اسلام(ص)

انجام می شود، با قرآن، اسناد تاریخی و شخصیت پیامبر(ص) سازگار نیست و غربی

ها و روشنفکران غرب زده تعریف درستی از شخصیت پیامبر خدا ندارند.

حجت الاسلام

حسین عبدالمحمدی، مدیر گروه تاریخ مجتمع آموزش عالی فقه در حاشیه نشست

علمی «نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره ازدواج های پیامبر اعظم(ص)»

گفت: " در خصوص شخصیت و زندگی خصوصی پیامبر باید تلاش های فراوانی داشته

باشیم تا مغرضان و دشمنان با شبهه های نادرست ذهنیت نسل جوان را تخریب

نکنند."

وی

در پاسخ به پرسشی درباره ازدواج های متعدد پیامبر گفت: همین مساله یکی از

شاهد مثال های بنده است. برای نمونه،درباره ازدواج های پیامبر باید پاسخ

های دقیق و مستدل ارائه شود.

در دوران پیامبر(ص)، تعدد زوجات،

موضوعی هنجارگونه شمرده می شد، به جز عایشه، همه زنان پیامبر(ص) بیوه

بودند، در حالی که اگر قصد شهوت در بین بود، نباید ازدواج با بیوه ها انجام

می گرفت. به اذعان دانشمندان و محققان مسیحی، پیامبر اکرم(ص) دارای شخصیتی

منحصر به فرد و تأثرگذار در تاریخ بوده است، حال چگونه یک فرد تأثیرگذار

دارای مقاصد دنیوی بوده است.

بسیاری از ساعات شبانه روز پیامبر(ص)

به عبادات اختصاص می یافت و در جنگ ها نیز سرپناه یارانش بود. چنین شخصی

نمی تواند خود را مقید به امور دنیوی و هوای نفس کند. "

عضو

هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) افزود: محققانی مانند ویل دورانت، در تحقیق

خود اهداف مختلفی برای ازدواج متعدد پیامبر(ص) مانند سرپرستی از زنان و

حمایت از آنها شمردند. اما در مقابل، به ناحق شاهد شبهات کورکورانه برخی از

مستشرقان هستیم.

لذا باید فلسفه ازدواج های پیامبر(ص) را بهتر و

دقیق تر برای مردم تبیین کنیم و به درستی آنها را در بین مکتب های متنوع

جهان تبلیغ کنیم تا شبهاتی که در این زمینه مطرح می شود، برطرف شود.