بوي پيراهن يوسف ميآيد
بوي پيراهن كدام يوسف چشمان زمين را روشن كرده است؟ عطر هيجان كدام ابر در نبض آسمان دويده كه گيسوان باد اين گونه پريشان است.
فصل تشنگي ديدار به پايان رسيده است و حالا ديگر هلهله آسمانيان در خيابان دهم «رجب» جاري شده است.
طبق طبق «سلام» و «صلوات» بر شانههاي فرشتگان راهي خانه با صفاي امام رضا(ع)است. در آغوش «روحالامين» قنداقه منور نوزادي است كه گهواره جنبانش هشتمين نور الهي خواهد بود.
اي سومين محمد!
چشمان تو در شبي متولد شد كه بوي نيرنگ فراگير بود.
شبي كه ماه دروغ بود بر لب آسمان و ستارهها دروغتر. شبي كه پدرت مظلومترين انسان روي زمين بود.
آمدي لبخند بر لبان رود نشست. شب به چاه افتاد و ستارگان به آسمان كوچ كردند.
ارتفاع سخاوت تو اندازهاي ندارد. همچنان كه درياي لطفت بيكناره است.
ابر كرامت تو بر همگان به يك اندازه ميبارد. سايه سخاوت تو شامل همه دشتها ميشود. تو آن خورشيدي كه مهربانيات را از هيچ جنبندهاي دريغ نميكني. تو آن اقيانوسي كه آغوش مهرت به روي همه ماهيان باز است.
و وسعت تو، از درك واژههايم خارج است، وكلماتم درباره تو كليم نيستيد.
اي جوانترين معصوم!
حالا به احترامت گلها قد ميكشند و شاعران غزلخوان شدهاند.
به يمن مقدم تو ديگر هيچ پرندهاي در قفسي گرفتار نيست. حتي «سنگها برايت آواز ميخوانند.» به يمن مقدم تو ديگر هيچ رودي سرگردان نيست. هيچ موجي سر به صخره نميكوبد و هيچ برگي به زردي نميگرايد.
امتداد ما امتداد نگاه مهربان توست و مردم آرزو دارند در سايه امن دستان تو منتشر شوند.
دنيا هنوز تشنه جود و سخاوت توست. آفتاب نگاهت را بر ما بباران. همين!
ورود شما را به مجـــله اینترنتی من و خورشید تبریــــــــک میگم . این مجــله در تاریخ 7 آبان 1390 دایر گردیده و به هیچ حــزب یا گروهی وابسته نمی باشد . این مجله در نظر دارد جدیدترین اخبــــار روز دنیا را در اختیار شما دوستان عزیز قرار دهد. تمامی این مطالب از رسانه های معتبر کشور گــــــردآوری شده.لطفا بخاطر حمایت از ما حتما نظر بدهید مدیر مجله از تمامی نظرات ، پیشنهــــادات و انتقادات شما استقبال می کند. موفق و پیروز باشید